چند روز پیش برای انجام یک کار اداری به یکی از سازمان های دولتی مراجعه کردم ، با وجود این که اول صبح بود ، در مقابل سازمان مربوطه با صف مراجعینی مواجه شدم که منتظر شروع به کار سازمان بودند . معمولا در روزهای پایانی سال ، سازمان ها خصوصا نهاد های دولتی با تراکم جمعیت مواجه هستند و غالب مراجعین اصرار دارند تا قبل از پایان سال کارهایشان را به اتمام برسانند و خیالشان از بابت مسایل مختلف از جمله گرانی خدمات در آنطرف سال و نظایر آن راحت باشد .

سازمان مربوطه آغاز به کار کرد و منتظر اعلام شماره نوبت بودم و در همین حین رفتار کارکنان آنجا و مردم را تماشا می کردم که برخی رفتار ها تقریبا کلافه ام کرده بود .

کارمندی که ساعت کارش شروع شده بود و باید شروع به ارائه خدمات پیش بینی شده به ارباب رجوع می کرد ، با خونسردی کامل بدنبال تدارک سفره صبحانه پشت میزش بود تا نان و پنیر و چای را در آن بچیند و تازه مشغول صبحانه خوردن شود ، آن هم مقابل چشمان ارباب رجوعی که در ترافیک سنگین با مشکلات عدیده خود را به سازمان رسانده بود ، دستکم نیم ساعتی و شاید بیشتر برای شروع ساعت کار اداره پشت در منتظر مانده بود ، عجله داشت و انتظار داشت بعد از شروع کار بلافاصله کارهایش پیگیری شود .

در همین حین تلفن کارمند محترم نیز زنگ می زد و او با خنده و شوخی پاسخ می گفت و گاهی هم یک سئوال از ارباب رجوع می پرسید و مدارک وی را زیر و رو می کرد.

ارباب رجوع که با تعجب رفتار کارمند دولت را دنبال می کند ، از چهره اش معلوم بود که بسیار بر افروخته شده و عنقریب است که درباره رفتار کارمند مورد نظر حرفی بزند و انتقادی کند و خدا می داند در دلش چه چیزهایی که به وی نمی گوید .

من هم که نظارگر این صحنه بودم ، شاید بیشتر از ارباب رجوع عصبانی شده بودم ، چون می دانستم ، با بی تفاوتی های این کارمند محترم قطعا کارم به تاخیر می افتد و وقتی نوبت من بشود با همین داستان مواجه هستم .

در حالیکه اوضاع به همین منوال ادامه داشت ، به یکباره به فکر ” بحران بی تفاوتی در سیستم اداری ” افتادم که می گوید ” بی تفاوتی یک بیماری روانشناختی برای حالت بی اعتنایی است که فرد به جنبه های احساسی، اجتماعی و یا فیزیکی زندگی یا کار بی توجه یا ” بی اعتنا” می شود .

متاسفانه در خیلی از سیستم های اداری ما بحران بی تفاوتی ریشه دوانده و مردم از آن رنج می برند و کمتر کسی به فکر علاج این بیماری است .

و از آن بد تر این که وقتی به فرد بحران ساز مشکل او را یاد آوری می کنی یا تذکر     می دهی ، اوضاع بدتر می شود و با لجبازی کار مخاطب را به بهانه های مختلف یا انجام نمی دهد ، یا به روز دیگری موکول می کند و یا با تاخیر انجام می دهد .

اگر آسیب شناسی ای درباره بی تفاوتی سازمانی داشته باشیم متوجه خواهیم شد که بی تفاوتی دلایل متعددی دارد که یکی از مهمترین آن ها بی علاقگی و یا واکنش روحی و رفتاری نسبت به سوء مدیریت در سازمان است و کارمند با بی تفاوتی و آزار و اذیت روحی ارباب رجوع می خواهد نارضایتی خود از سیستم و مدیر مربوطه را نشان دهد .

این بی تفاوتی صرفا در سطح کارمندان میانی یا سطح پایین سازمان ها نیست بلکه گاهی در سطح مدیران ارشد هم دیده می شود که گاهی یک مدیری یک تصمیم ساده را با تاخیر فراوان می گیرد و با تاخیر خود کل سیستم را فلج می کند و باعث بی انگیزگی پرسنل و مراجعین کل سازمان می شود .

بی تفاوتی شکل های متفاوتی دارد ، گاهی نسبت به مذهب و ارزش ها روی می دهد و حتی گاهی نسبت به اطرافیان در یک خانواده بوقوع می پیوندد که در همه اشکال آن باعث بروز آثار منفی و نهایتا بحران خواهد شد .

این بحران نیاز به توجه جدی ، آسیب شناسی ، شناسایی عوامل بروز آن و نهایتا راهکارهایی برای رفع آن دارد و اگر بموقع عمل نکنیم و جلوی آن را نگیریم متاسفانه باعث بروز بحران در کشور خواهد شد و سیستم اداری کشور را فلج خواهد کرد .

و چه خوب گفته است که آینده ای که نداریم بخاطر تصمیمی است که امروز نمی گیریم ، پس امروز تصمیم بگیریم تا آینده از آن ما باشد .