در هفته جاری طبق روال هر ماه مردم انتظار داشتند شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی زمان واریز سهمیه بنزین خرداد ماه را اعلام کند اما مسئولان اطلاع رسانی مرتبط با سهمیه بنزین با ادبیات ایهام گونه خاص مسئولان دولتی به مردم پیغام دادند که ظاهرا قرار نیست این ماه سهمیه بنزین یارانه ای واریز شود .

مردم ما از گذشته به این ادبیات عادت کرده اند که پیام منفی دولت ها و هر آنچه به زندگی آنان فشار وارد می کند را به روش های غیر مستقیم و با ایماء و اشاره و طی یک فرآیند مدت دار دریافت کنند.

این مساله درباره خیلی از موضوعات مرتبط با زندگی روزانه مردم اتفاق می افتد و همچنان ادامه دارد ، از گرانی های روزمره کالا و خدمات گرفته تا کرایه خودرو ها ، شهریه مدارس و دانشگاه ها و حالا هم بنزین و احتمالا در آینده موضوعات دیگر

موضوع گران شدن کالا و خدمات موضوع تازه ای نیست و مربوط به کشور ما هم نیست در همه دنیا مثل ایران برغم مخالفت های مردمی گرانی کالا و خدمات خصوصا در آغاز هر سال به صورت جهشی اتفاق می افتد و پس از مدتی هم عادی می شود و مردم به شکلی به فرآیند تحقق این روند عادت کرده اند.

نکته مهمی که در این مقال قابل تامل است ، شکل اعلام گرانی است که به نوعی بازی با افکار عمومی ، نادیده گرفتن حقوق مردم در کسب اطلاعات عمومی خودشان و نهایتا تحقیر جامعه است و این همان موضوعی است که باعث رویگردانی مردم از مسئولان می شود.

گرانی کالا و خدمات امری طبیعی است ، همیشه در ادوار مختلف دولت ها هم بوده و هست،  این وظیفه دولت ها است که با استناد به متغیر های اقتصادی ، سیاسی و … همچنین مولفه های تولید نسبت به گرانی یا ارزانی تصمیم بگیرند و آن را اعمال کنند . تا اینجای کار اشکالی وجود ندارد اما اتفاقی که در اکثر کشورهای جهان بطور طبیعی اتفاق می افتد  و در کشور ما متاسفانه وارونه انجام می شود بخش دوم کار یعنی نحوه انتقال پیام گرانی به مخاطبان دولت یعنی مردم است که از اصول و منطق درستی پیروی نمی کند و بارها باعث رنجش مردم از دولت ها و نهایتا بی اعتمادی مردم به حاکمیت و نظام می شود.

آخرین مورد این نوع رفتار با مردم که همین موضوع عدم تخصیص سهمیه بنزین است را مروری کنیم .

زمان تخصیص سهمیه بنزین خرداد ماه بموقع اعلام نمی شود ، بازار انواع شایعات داغ می شود ، سخنگویان مختلف بخش نفت با بیان عبارت های متفاوت در مطبوعات با افکار عمومی بازی می کنند و می گویند ” دولت هنوز زمان به ما اعلام نکرده  ”  ” شاید برنامه ای برای قطع سهمیه ها باشد ” ” قرار است در جلسه ای درباره قطع سهمیه یارانه ای بنزین تصمیم گیری شود و یا عبارت هایی شبیه به این که کاملا باعث سردرگمی مخاطب ، بی اعتماد به کلام مقام های دولتی و نهایتا بی اعتمادی مردم به دولت می شود .

چرا برخی مسئولان مردم را باور ندارند و فکر می کنند خیلی بیشتر از آن ها می فهمند و تصور می کنند مردم این نوع بازی ها را نمی شناسند ! تصمیم گیرندگان فکر می کنند اگر بیایند مشکل بودجه وزارت نفت را صادقانه با مردم در میان بگذارند و توضیح بدهند بنزین یارانه ای عدالت نیست و قشر محروم جامعه از این یارانه بهره ای نمی برد و دولت قادر به ادامه این روند در آینده نیست و مردم را نسبت به اصل موضوع توجیه کنند ، چه اتفاقی می افتد ؟ آیا غیر از این است که فکر مردم با آن ها همراه می شود و با آنان همراهی خواهند کرد ؟

مگر یک معنی ” همدلی و همزبانی ” این نیست که مردم و مسئولان خودشان را به جای یکدیگر بگذارند یعنی مسئولان فکر کنند مردم هستند و می خواهند معیشت یک یا چند خانواده را تامین کنند و مردم هم فکر کنند به جای مسئولان هستند و می خواهند با وجود انواع مشکلات کشور را مدیریت کنند . خدا وکیلی اگر اینگونه فکر کنیم و جای این دو قشر را با یکدیگر عوض کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد آیا مسئولان انتظار دارند اگر به جای مردم باشند ، با آنان چنین برخوردی شود !؟

بیاییم این روش های کهنه و قدیمی بازی با افکار عمومی را کنار بگذاریم ، به فکر و درک مردم اعتماد کنیم و مشکلات را صادقانه با مردم در میان بگذاریم و اطمینان داشته باشیم که پاسخ مثبت از مردم خواهیم گرفت و مردم برای رفع مشکلات به کمک دولت خواهند آمد و ” همدلی و همزبانی ” به معنی واقعی کلمه محقق خواهد شد .