یکی از مشکلات جامعه امروز ایران ، تغییرات پی در پی مدیران و به تبع آن کوتاه بودن زمان مدیریت خصوصا در بخش دولتی است


بلحاظ سیاسی محققین تاکنون فرصت کند و کاو لازم را درباره این موضوع مهم پیدا نکرده اند ، شاید بخاطر این بوده که نگرانی داشته اند که متهم به گرایش سیاسی شوند اما عدم توجه به این موضوع خسارت های سنگینی را متوجه سیستم اداری کشور کرده است و کمتر کسی به این مهم به صورت عمیق توجه داشته است .
مهمترین سئوالی که در این زمینه مطرح است این که چرا عمر مدیریت در جامعه ما اینقدر پایین است؟
بدون تردید یکی از علت های اصلی این مساله به مواضع سیاسی دولت ها و دو یا چند قطبی شدن جامعه و نهادینه شدن رفتار سیاسی جامعه و رفتار مدیران ارشد باز میگردد. این موضوع متاسفانه در اکثر دولت ها وجود داشته است ، اما شدت آن و شکل اجرای آن متفاوت بوده است .

منشاء فرهنگی تغییر مدیریت
در کنار دلایل سیاسی ، یک دلیل فرهنگی نیز بعنوان منشاء سرعت بالای تغییرات در مدیریت کشور وجود دارد ، معمولا مدیران دوست دارند نیروهایشان تمام و کمال به فرمانشان باشند و اگر نیرویی به هر دلیلی نظری را در جهت مخالف مدیریت ابراز کند بلافاصله در موضع برکناری یا دستکم تغییر و تنزل مقام قرار می گیرد. خصوصا وقتی مدیری جدید به دستگاهی می رود ، تحمل دیدگاه های منتقد را ندارد و با کوچکترین انتقادی فرد منتقد را متهم به همکاری با رژیم قبل کرده و در صدد برکناری وی بر می آید و تداوم این فرآیند در عمل و بتدریج سازمان را از منابع انسانی کارآمد تهی و دستگاه مربوطه را دچار آسیب و ناکار آمدی می کند.
به این ترتیب دستگاه دچار چاپلوسی ناخواسته شده و هر کس نسبت به مدیریت مطیع تر و گوش به فرمان تر باشد از ثبات و امنیت شغلی بیشتری برخوردار خواهد بود.
در ایران در مجموع حتی اگر مدیریت بسیار کارآمد هم باشد اما عمر آن کوتاه است.
برای رهایی از آسیب عمر کوتاه مدیریت در کشور تغییر فرهنگ ، تقویت ارزش ها و پرهیز از روابط و مناسبات قدرت در دستگاه های دولتی امری اجتناب ناپذیر است ، تغییری که در نتیجه آن نقد و شفافیت پیش شرط مناسبات اداری سالم خواهد بود .

تغییر مدیریت در سایر کشورها
در همه کشورهای پیشرفته و یا در حال پیشرفت نظیر هند وقتی رئیس جمهور ، وزیر یا رئیس دستگاهی در دولت تغییر می کند ، در سطوح ارشد نظام تغییراتی انجام می شود اما تغییرات در بدنه کارشناسی سیستم تقریبا دست نخورده باقی می ماند و یا بسیار اندک است و کارشناسان در بدنه دولت ها برنامه های مصوب قبلی را دنبال می کنند.

مدیر توپ فوتبال نیست
یک کارشناس مدیریت می گوید ، در بسیاری از کشورها همراه با تغییر حکومت ها تغییرات مدیریتی در حد لایه ای نازک به سایر سطوح نفوذ می کند و همه دستگاهها تا عمق زیر و رو نمی شوند.
این کارشناس مدیریت معتقد است ، مدیران نباید مانند توپ فوتبال از یک جناح به جناح دیگر منتقل شوند بلکه تغییرات مدیریتی باید به دور از جناح بازی و بر مبنای توانایی و شایستگی مدیران باشد .

میانگین عمر مدیریت در ایران 3 سال
این کارشناس معتقد است ، در برخی وزارتخانه ها طی 35 سال گذشته متوسط زمان مدیریت در سطح وزیر کمتر از سه سال بوده است در حالی که یک وزیر حدود یک سال و نیم زمان برای احاطه و شناسایی کامل مجموعه تحت مدیریت خود نیاز دارد.
در شرایطی که نظام جمهوری اسلامی با انواع توطئه ها و فشارهای خارجی دشمنان روبرو است برای جبران عقب افتادگی ها نیازبه مدیران شایسته ، فکور پرکار و پرتلاش دارد.

شاخص های جهانی ارزیابی مدیریت
در جهان امروز توجه به محیط زیست یکی از شاخص های مدیریت کلان است و مدیران به تبع اقدامات حفاظتی که از محیط زیست دارند ارزیابی می شوند.
برای اصلاح فرهنگ مدیریت در کشور باید مدیریت را از پایه ابتدایی به نسل آینده آموخت . مدیریت شایسته در توسعه یک کشور بسیار موثرتر از منابع ملی و طبیعی است که به درستی امروز از آن بعنوان سرمایه انسانی یاد می شود زیرا نیروی انسانی سرمایه های اصلی یک کشور هستند .

تبعات بی ثباتی در مدیریت
تغییرات سریع مدیریت در دستگاه های دولتی و بنگاه های اقتصادی به هر دلیل (منطقی یا غیرمنطقی) آینده شرکت را با ابهام روبه رو می کند.حال اگر در یک نهاد مانند وزارتخانه صنعتی یا اقتصادی که نقش کلیدی در توسعه کشور دارند بیش از سایر دستگاه ها به ثبات مدیریت و سیاست گذاری طولانی مدت نیاز دارد.

تحلیل ریشه تغییرات مدیریتی
در تحلیل ریشه های تغییرات سریع مدیریتی ، باید به این نکته اذعان کرد که این تغییرات چندان به توانایی یا ناتوانی مدیران شرکت ها مربوط نمی شود بلکه باید این مساله را در تغییرات سریع در سطوح سیاسی و فرهنگی کشور جست وجو کرد.
نکته مهمتر در این تغییرات این که بدلیل فقدان مدیریت دانش و ثبت و ضبط اسناد هرمدیری برکنار می شود کلیه اسناد قبلی و سوابق را در کامپیوتر شخصی خود به همراه می برد و نیروی جدیدی که به عرصه مدیریت می آید بدلیل عدم دسترسی به اطلاعات و سوابق دوباره همه چیز را باید از ابتدا شروع کند که این مهم پس لرزه های شدیدی در سطوح مختلف سازمان ها دارد و نیازمند صرف زمان منابع و هزینه بسیار بالایی است .
نکته دیگر این که مدیر جدید هم چندان فرصتی برای بروز توانمندی های خود نمی یابد و پس از این که ماه ها برای اشراف بر سطوح مختلف سازمان صرف می کند درست زمانی که فصل خوشه چینی است ، او نیز در آستانه رفتن قرار می گیرد.
در این میان آن چه قربانی خواهد شد ، راهبرد ها ، اهداف و برنامه های بلند مدت دستگاه ها و نهایتا توسعه کشور خواهد بود .

تاثیر بی ثباتی مدیریتی بر عوامل تولید
وجود ثبات مدیریتی مقدمه ای ضروری برای نیل به تولید و امنیت اقتصادی است برای تبیین این ارتباط و کاربردی نمودن آن باید از اصطلاح “ریسک ملی” استفاده کرد .
محققین جهانی از چهارگونه ریسک صحبت کرده اند (سیاسی، سیاستگذاری اقتصادی، ساختار اقتصادی و نقدینگی)
تحلیل آمارهای مربوط به شاخص های چهارگانه فوق در گستره جهانی حکایت از بالا بودن رقم ریسک ملی در جمهوری اسلامی ایران دارد که این به نوبه خود دلالت بر کاهش ضریب کارآمدی مدیریتی و امنیت اقتصادی دارد.
ساختار اقتصادی کشورها، مخصوصا کشورهای در حال توسعه همچنان در برابر عوامل نامطلوب داخلی ضربه پذیر است.این عوامل با تأثیرگذاری بر امنیت اقتصادی کشورها، تمام عوامل و زمینه های تولید را مخدوش ساخته و روند تولید را از حالت طبیعی خارج می کند.بی ثباتی سیاسی، در مقام مهمترین عامل داخلی اما برون ساختاری (اقتصادی)، نزدیکترین و معنادارترین تعامل را با مفهوم امنیت اقتصادی در تأثیرگذاری بر عوامل تولید داراست.