همه حوادث ناگواری که در یک کشور اتفاق می افتد برای جامعه هوشمند و اهل پند سراسر درس است و اگر حوادث گذشته به خوبی تجزیه و تحلیل و آسیب شناسی شود قطعا از بروز خسارت های بیشتر در آینده جلوگیری خواهد کرد اما افسوس که حوادث می آیند ومی روند و کمتر از آن ها درس و عبرت گرفته می شود .

حدود دو هفته ای از ماجرای ۱۳ اردیبهشت شهر مهاباد و سانحه سقوط پریناز خسروانی میهماندار هتل تارا از طبقه چهارم و جان باختن وی می گذرد . این حادثه نیز مثل همه حوادث دیگری که در کشور اتفاق می افتد به قضاوت دادگاه حقوقی و بعد هم تاریخ سپرده می شود و افکار عمومی همچنان با ابهام های فراوان آن را به خاطره ها می سپارد.

بررسی جنبه های مختلف این حادثه از جهاتی حائز اهمیت است ، چون حوادثی نظیر آن شاید به اشکال دیگر در کمین شهرهای کشور باشد و ضرورت دارد مسئولان امر در شرایط خطیر ایران که دشمنان قسم خورده ما از هر گونه غفلتی برای ضربه زدن به اعتبار کشور سوء استفاده می کنند ، به این نوع حوادث بیش از پیش حساسیت داشته باشند تا شاید از بروز تبعات منفی آن که معمولا از حادثه مهمتر است در آینده جلوگیری شود و کشور بیش از این متحمل خسارات اجتماعی و امنیتی نشود .

تبعات این حادثه را می توان مولود طبیعی فضای سایبر در عصر ارتباطات و یک نمونه از سوء استفاده دشمنان نظام از ابزار مجازی دانست .

در نگاه اول این حادثه از نظر انسانی تاسف بار و تاثر انگیز بود که جا دارد به خانواده قربانی که خانواده محترمی در شهر مهاباد است تسلیت بگوییم و برای این دختر جوان از خداوند متعال طلب آمرزش کنیم .

در بعد دوم حادثه که حائز تامل است این که ، حادثه ای به هر دلیل در نقطه ای از کشور اتفاق می افتد و یک قربانی می گیرد و طبق روال معمول دستگاه انتظامی و قضایی کشور موضوع را از جهات مختلف بررسی و احکامی را برای مجرمین حادثه صادر می کنند.  اما در حادثه مهاباد از سقوط و فوت دختر جوان ۵ روز می گذرد و دستگاه های انتظامی ، امنیتی ، سیاسی ، قضایی و رسانه ای کشور به سادگی از کنار موضوع گذشته و خبری در این زمینه به افکار عمومی نمی دهند و به عبارتی میدان را برای مخالفان داخلی و خارجی باز می گذارند تا سر فرصت برنامه ریزی خبری خود را انجام دهند ، سناریو های کذبی را بسازند و با وسایل ارتباطی گسترده ای که در اختیار دارند مطالب دروغین خود را در دامنه گسترده ای در سراسر جهان در فضای سایبر و غیره پخش کنند و به خورد مردم بدهند و با تمام توان اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران را مخدوش سازند ، آنوقت تازه دستگاه های نظام هشیار شده و می خواهند مطالب کذب مخالفان درباره این حادثه را تکذیب کرده و واقعیت را به افکار عمومی بگویند که دیگر کار از کار گذشته و مردم به سادگی حرف آنان را باور نمی کنند .

در عالم ارتباطات یک اصل علمی وجود دارد که هر کس خبر اول را بدهد برنده صحنه است و اگر طرف مقابل بخواهد خبر اول را از ذهن مخاطب پاک کند باید ۵ برابر خبر اول اطلاعات بدهد تا شاید مطلب قبلی در افکار عمومی اصلاح شود .

بنابراین در ماجرای مهاباد دشمن روزهای متوالی فضای فکری داخل و خارج از کشور را با حمایت رسانه های غربی و خصوصا توان رسانه ای عربستان و ترکیه در دست گرفت و به شدت بر آبروی نظام تاخت و تاز کرد تا اینکه دستگاه های داخلی هشیار شدند و پس از مدتی اطلاع رسانی گسترده توانستند واقعیت را بیان کنند و به افکار عمومی بگویند حقیقت موضوع چه بوده است و آنچه رسانه های بیگانه می گویند کذب محض است.

نکته دیگر این که اگر درایت و مهارت نیروی انتظامی در این حادثه نبود ، تلفات و خسارات این رویداد می توانست بسیار بیشتر از این ها باشد .

حادثه مهاباد نشان داد ، متاسفانه مدیریت فضای مجازی و رسانه ای کشور فاقد مدیریت کلان ، هوشمند و کار آمد است و نسبت به پایش ، تحلیل و واکنش به رویداد های مختلف  کشور در فضای مجازی  حساسیت لازم را ندارد . بی تردید تداوم این روند در عصر ارتباطات که یک نبرد واقعی است، می تواند کشور را در زمینه اجتماعی و امنیتی به چالش کشیده و دچار خسارت کند .

بحث در این زمینه فراوان است که در حوصله این مقال نیست اما نکته مهم این که از ماجرای مهاباد و تبعات پس از آن نباید به راحتی گذشت و اتفاقات این رویداد را باید به دقت آسیب شناسی کرد و از همه بخش های آن برای آینده درس گرفت و از بروز حوادثی مشابه بموقع پیشگیری کرد .