گاهی در کوران رویداد های داخلی و خارجی ، اختلاف نظر درباره یک موضوع از صد ها رویدادی که در ارتباط با کشور اتفاق می افتد آنقدر بزرگ می شود که هدف اصلی و مسیر درست را تحت الشعاع قرار می دهد .

از این رویداد ها در کشور ما کم اتفاق نیفتاده است ، در همین موضوع هسته ای سئوالی مطرح است که آیا مذاکرات در روند صحیحی پیش می رود و یا از مسیر اصلی منحرف شده و منافع ملی را تحت الشعاع قرار داده است ؟ طبیعی است که یک عده دیدگاه اول را قبول دارند و عده دیگری معتقد به مسیر انحراف هستند و خواستار اصلاح روش مذاکره می باشند.

معمولا هیاهو و جنجال در باره دیدگاه دوم یعنی انحراف مذاکره از مسیر صحیح روی می دهد که بحث های جاری در کشور ما هم در همین بخش اتفاق افتاده است .

انتقاد به هر سیاست دولت و یا روند مذاکره حق تمام عیار همه آحاد کشور است و هر کسی می تواند نظر یا انتقاد خود را درباره یک رویداد سیاسی یا اقتصادی مطرح کند و اگر این فرآیند درست انجام شود قطعا عامل رشد کشور خواهد بود.

برای اصلاح امور در هر رویداد بطور طبیعی دو روش وجود دارد ، یکی روش معمول از طریق مراجع قانونی و سلسله مراتب نظام و بحث و گفتگوی منطقی و هدایت آن در مسیر صحیح که منجر به اصلاح شود و دوم روش بسیج رسانه های مخالف و موافق ، تهمت زنی به یکدیگر و تلاش برای حل اختلاف از طریق دعوای رسانه ای و به تبع آن تجمعات و لشگر کشی و بقیه ماجرا !

آن چه در حال حاضر در کشور در حال نضج گیری است ، مسیر دوم یعنی دعوای رسانه ای و تجمعات را شاهد هستیم که نتیجه آن حرکت به سوی یک نظام دو یا چند قطبی موافق ، مخالف و ممتنع و طبیعتا تمرکز رسانه های همگانی بیگانه بر روی اختلاف و شکاف ها هستیم که نتیجه اش مشوه جلوه دادن چهره نظام و مدیریت خرد و کلان کشور و به تبع آن تضعیف موضع مذاکره کنندگان در روند مذاکره و نهایتا ضربه به ارکان اصلی نظام و مدیریت آن است.

مراقب باشیم هدف اصلی هر رویدای چیست ؟ وزن آن در کل نظام چقدر است ؟ دشمن در کجای آن بازی می کند ؟ هدف و تاکتیک هایش در این رویداد چیست ؟ و ما در کجای میدان این بازی هستیم ؟ موضع نظام چیست ؟ و …. اجازه ندهیم وزن یک رویداد جزیی بیش از حد بزرگ شود و ریشه ها را تحت الشعاع قرار دهد و نگذاریم حواشی بر متن غلبه کند .